محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

444

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كس كه در ميان بىسوادان ، فرستاده‌اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و ( آنان ) قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند . » « 1 » قرآن كريم و پس از آن نهج‌البلاغه گوياترين منبع براى آگاهى از احوال عرب در دوره جاهليت هستند . آنان هيچ كتابى - چه از نوع آسمانى و چه از نوع زمينى - در اختيار نداشته و قرآن به تدريج و متناسب با رخدادها و شرايط بر ايشان نازل گشت و سپس در كتابى واحد جمع‌آورى شد . امام عليه السّلام نيز بر بالاى منبر خطبه مىخواند و براى كارگزارانش نامه مىنوشت و به اقتضاى شرايط ، حكمت و موعظه مىفرمود . عرب آن زمان با تأليف و تدوين آشنا نبود و تنها كتاب خداوند و سنت پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله را مىشناخت . شريف رضى در اواخر قرن چهارهم هجرى آثار بر جاى مانده از امام عليه السّلام را در نهج‌البلاغه گردآورى كرد . ( فساق الناس حتّى بوّأهم و بلّغهم منجاتهم فاستقامت قناتهم و اطمأنّت صفاتهم ) پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله مردم را به پيشرفت واداشت و از وادى هلاكت به راه نجات رهنمون ساخت . پس وضعشان استوار گشت و سرزمينشان ايمن شد ؛ در حالى كه پيش از آن ، از يورش ديگران در امان نبودند . به عبارت روشنتر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله قوم خود را از شرك به توحيد و گمراهى به هدايت و از خوارى به پيروزى آشكار هدايت كرد . در نتيجه بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله زندگى عرب را دگرگون ساخت و بلكه زندگى جهانيان را به گواهى تاريخ تغيير داد .

--> ( 1 ) . هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ جمعه / 62 : 2 .